اقدام پژوهی معاون اجرایی چگونه توانستم علل مدرسه گریزی دانش آموزم را شناسایی احساس تعلق به مدرسه را در او نهادینه کنم

اقدام پژوهی معاون اجرایی چگونه توانستم علل مدرسه گریزی دانش آموزم را شناسایی احساس تعلق به مدرسه را در او نهادینه کنم؟

این محصول در قالب ورد و قابل ویرایش در 16 صفحه می باشد.

اقدام پژوهی حاضر شامل کلیه موارد مورد نیاز و فاکتورهای لازم در چارت مورد قبول آموزش و پرورش میباشد و توسط مدیر سایت طراحی گردیده است. این اقدام پژوهی کامل و شامل کلیه بخش های مورد نیاز در بخشنامه شیوه نامه معلم پژوهنده می باشد.

چکیده:

دراین اقدام پژوهی که موضوع آن جلوگیری ازمدرسه گریزی حسین می باشد. هدف این بودکه دانش آموزمذکوررابه حضورمنظم درمدرسه وکاهش اضطراب (تعلق به خانواده) دراوسوق دهیم؛ برای این منظورازروش تحقیق اقدام پژوهی استفاده کردیم. من که معاون اجرایی مجتمع بودم باکمک مدیرومشاورمدرسه ومعاون آموزگار بادعوت ااولیای دانش آموزوچندین جلسه بحث وگفتگووارائه رهنمود (عدم ترک خانه درموقع برگشتن فرزندش ازمدرسه واستقبال ازاو) وازهمه مهم تردادن مسولیت وبزرگ ترجلوه دادن نقاط قوت دانش آموزتوانستیم رفتاردانش آموزرااصلاح کنیم. وبه این نتیجه رسیدیم که نیازبه تعلق به خانواده بایددرکودک تأمین شودتااو آرامش روانی داشته باشدوباخیال راحت درسرکلاس درس حاضرشود.

مقدمه:

اصطلاح گریز از مدرسه پس از اجباری شدن آموزش و پرورش در اواخر قرن نوزدهم متداول شد. درآن هنـگام، اصطلاح مزبور احتمالا تمـام اشکاال غیبت بدون اجازه از مـدرسه را شامل می شـد، و تنـها دراین اواخر بود که کار بررسی غیبت، در اشکال گوناگون و محتمـل آن بتدریج آغاز شد. این امر بدان علت است که غیبت از مدرسه نشانـهایی از یک اختـلال است، که نمـی توان آن را به صورتی که ممکن است ترسهای شبانه، خیس کردن بستـر، یاهوس غذای را درخانواده پنـهان نگه داشت، از انظار مخفی کرد. معلمان احساس می کنند که مدرسه گریزی یک کودک یا ترس او از مدرسه، بازتابی بر آنها دارد ومدد کاران اجتماعـی نیـز هنگامی که نمی تواننـد کودک را بــر آن دارند که به مدرسه باز گرد، ممکن است احساس ناکامی کنند (طالعی، 1387).

اگر کـودک بدون اطلاع پدر یا مادر از مـدرسه غیبت کند، این را می توان مدرسه گریزی نامید. انسان از خود سؤال می کند، که اگر کودک به مدرسه نرود، چه بر سر او خواهد آمد؟ شغل آینـده اش چه خـواهد شد؟ مسؤول آمـوزشی چگونه می تواند آنهایی را که واقعا مدرسه گریزند، وادار به حضور در مدرسه بکند؟

با آغاز سال تحصیلی کلاس اولی ها به مدرسه می روند تا دنیای گسترده تری را تجربه کنند. دوستی های جدید، ارتباطات وسیع تر، آشنایی با معلمان، آشنایی با خطوط کجی که به تدریج شکل حروف الفبا را به خود می گیرد، توانایی خواندن و نوشتن و دنیای محدود کودک را گسترش می دهد. بعضی ها گریان و بعضی ها خندان گام به مدرسه می گذارند، شادی یا اضطراب و نگرانی، دو حالت متضادی است که می توان در چهره ی این نونهالان مشاهده نمود (همان منبع).

اولین مسئله ای که در فرستادن کودک به مدرسه حائز اهمیت باشد، میزان آمادگی وی برای پذیرش نقش ومسئولیت دانش آموزی است. آمادگی را می توان با توجه به سن تحولی ورشد وی، میزان انطباق جویی وی باشرایط اجتماعی شدن ودرک تضادها و توقعات آموزشی سنجید نه به اتکای نمره استاندارد شده یک آزمون خاص، از این رو فرستادن کودک به کلاسهای آمادگی تا حد زیادی تعیین کننده ی میزان آمادگی کودک برای رفتن به کلاس اول است. هر چند برخی ویژگیها مانند اینکه: هنگام مدرسه رفتن گریه می کنند، به موقع لباس نمی پوشند، صبحانه نمی خورند، تظاهر به درد شکم و معده می کنند، وقت را تلف می کنند و صراحتاً می گویند: من نمی خواهم به مدرسه بروم. در اکثر کودکان هفت ساله دیده می شود، اما همین که کودک به مدرسه رسید، تمامی این شکایت به پایان می رسد و کودک با سایر کودکان همگام و همراه می شود. اما کودکی که آمادگی رفتن به مدرسه را ندارد، نه تنها قادر به انطباق اجتماعی، نقشها، مسئولیت ها، به کارگیری مهارتهای اجتماعی، دوست یابی و… نیست، بلکه نمی تواند از مفاهیم آموزشی بهره لازم را نیز بگیرد (همان منبع).

در راستای این مبحث در مجله پیوند شماره281 آمده است:

مهرماه برای اکثر افراد بخصوص کلاس اولی ها همیشه با خطرات تلخ و شیرین توام بوده اسست، اصولاً یکی از ترسهای خاص کودکان ترس از مدرسه است. در این حالت کودک از رفتن به مدرسه خود داری می کند و در منزل می ماند و به اصرار پدر و مادر هم توجهی نمی کند. پا فشاری و اصرار پدر و مادر باعث پیدایش علائم عدم تعادل روانی و اختلالات جسمانی می شود. اختلالات جسمـانی به صورت دل درد، استفراق، سردرد. سرگیجه و ضعف ظاهر می شود و غالباً ادامه پیدا می کند. اضطراب دوری از مادر از جمله عواملی است که سبب امتناع از رفتن به مدرسه می شود. بعضی از کودکان آنقدر به مادر خود تعلق خاطر دارند که حاضر نمی شوند لحظه ای از او جدا شوند، در چنین وضعیتی مادران معمولاً ناگزیر می شوند همراه کودکان خود به مدرسه رفته و کنار او بمانند، ولی از آنجایی که انجام این کار همیشه برای مادران مقدور نیست، لذا مسؤلان مدرسه گاهی برای ممانعت از بیقراری و بهانه جویی کودک ناچار به استفاده از حربه ی دروغ شده و به کودک می قبولانند که مادرش در دفتر مدرسه حضور دارد و بدین ترتیب او را قانع می کنند (خوش کام، 1381، ص48تا50).

مشکل ترین پایه تحصیلی در دوره دبستان، کلاس اول ابتدایی است. کودکی که قبلاَ هیچگونه آشنایی با محیط درس، کلاس، مدرسه و شخصی به نام آموزگار نداشته به ناگاه خود را در آن محیط، تنها و به دور از خانواده احساس می کند.

آشنایی با روحیه این دسته از کودکان و چگونگی شکل گیری شخصیت آنان در خانواده های مختلف می تواند معلمان را در برقراری یک رابطه ی سالم و منطقی با آنان رهنمون شود.

کلیک جهت دانلود